استقلال بانک مرکزی؛ مهمترین آموزه‏ اقتصادی نوسانات پولی - ارزی کشور

استقلال بانک مرکزی؛ مهمترین آموزه‏ اقتصادی نوسانات پولی -  ارزی کشور

اگرچه همواره این بانک مرکزی است که مورد نقدهای اقتصادی در زمینه تورم، نقدینگی، نرخ ارز و سکه و امثال اینها قرار می‏گیرد اما آنچه که نوسانات اخیر بازار ارز و سکه به ما مجدداً گوشزد می‏کند، مسأله عدم استقلال بانک مرکزی است که همواره مورد تأکید کارشناسان اقتصادی بوده و طرفداران و مخالفان خود را در اقصی نقاط جهان دارد، بانک مرکزی امریکا یا همان فدرال رزرو، مستقل‏ترین بانک مرکزی دنیا محسوب می‏شود که بدنبال بحران اقتصادی و انتقادات وارد بر عملکرد فدرال رزرو، بحث کنترل بیشتر کنگره بر این نهاد مجدداً از سوی نمایندگان این کشور دنبال می‏شود که این مسأله از سوی اقتصاددانان مختلف مورد نقد نیز واقع شده است.

 برخی اقتصاددانان ضمن قبول اشتباهات فدرال رزرو، کنترل بیشتر بر این نهاد را اشتباه بزرگتری می‏دانند که دلیل عمده آنها وجود چرخه‏های کسب و کار سیاسی است به شکلی که معمولاً قبل از انتخابات جهت کسب اعتماد عمومی و پیروز شدن حزب حاکم بر انتخابات، سیاست‏های انبساطی اتخاذ گردیده و پس از انتخابات و با فراموش شدن موضوع از سوی مردم، سیاست انقباضی اتخاذ می‏گردد، همچنین ممکن است به سبب پوشش کسری بودجه دولت احتمال اتخاذ سیاست عرضه بیشتر نقدینگی افزایش ‏یابد، لذا به سبب اتخاذ سیاست‏های دراز مدت و با ثبات و آینده‏نگر، جلوگیری از بروز تورم و حفظ سطح قیمت‏ها، استقلال بانک مرکزی توصیه می‏گردد به‏ویژه آنکه بانک مرکزی مستقل به احتمال زیاد منافع عمومی را بیشتر دنبال خواهد کرد.

از سوی دیگر مخالفین با طرح ادعای غیردموکراتیک بودن بانک مرکزی که توسط عده‏ای از نخبگان اداره می‏شود و به کسی پاسخگو نیستند مسأله کنترل بانک مرکزی تحت نظارت کنگره یا رییس جمهور را نتیجه گرفته و ادامه می‏دهند که عموم مردم، رییس جمهور و نمایندگان را مسئول رفاه اجنماعی خود می‏دانند در حالیکه تصمیمات بانک مرکزی بر رفاه مردم تأثیر داشته و اگر این نهاد مستقل عمل نماید، دولت و کنگره برای امری باید پاسخگو باشند که تسلط کمی بر عوامل آن دارند، همچنین مطرح می‏کنند که سیاست‏های پولی بایستی با سیاست‏های مالی کشور هم‏جهت باشند و استقلال بانک مرکزی ممکن است منجر به بروز تعارض در این زمینه گردد.     

در هرصورت نتایج تحقیقات حاکی از آن است که تورم در کشورهایی با بانک مرکزی مستقل‏تر در وضعیت بهتری نسبت به کشورهای با بانک مرکزی کمتر مستقل، دارد. اگرچه تحقیقات در زمینه فقر، این موضوع را صراحتاً تأیید نمی‏کند ولی کشورهای با درجه استقلال بالای بانک مرکزی از نوسانات کمتر اقتصادی و بیکاری کمتری برخوردار بوده‏اند.

بانک مرکزی در ایران از استقلال پایینی برخوردار بوده و تحت نظارت رییس جمهور و شورای پول و اعتبار عمل می‏نماید که در بین بارها شاهد تضاد رویکردی بین نظر کارشناسی دولت، بانک مرکزی و مجلس بوده‏ایم بطوریکه از مدت‏ها قبل از شروع نوسانات نرخ ارز، بانک مرکزی برنامه اصلاح نرخ ارز را درپیش داشت ولی بنابر نظر بخش مالی (دولت) و جلوگیری از افزایش نرخ تورم حاصل از همزمانی سیاست‏های هدفمندسازی یارانه‏ها و سیاست اصلاح نرخ ارز، باتوجه به اولویت برنامه‏های دولت اصلاح نرخ ارز به تعویق افتاد که ازقضا اخبار و شایعات مربوط به مشکل تأمین ارز بانک مرکزی منجر به افزایش نرخ ارز شد که باتوجه به آثار مالی و روانی تحریم‏ها افزایش تقاضای داخلی ارز و سیاست‏های انفعالی بانک مرکزی منجر به چالش ارز در ایران گردید البته از شواهد و قرائن اینگونه استنباط می‏توان نمود که هرزمان شیوه یکسان‏سازی نرخ ارز به عهده بانک مرکزی بود این نهاد پولی با بالا بردن نرخ رسمی سعی در کاهش شکاف بازارهای رسمی و غیررسمی البته با افزایش نرخ رسمی داشت (اگرچه بصورت شوک قیمتی) که بازهم دخالت سیاسیون در امور این بانک منجر به عقب نشینی این بانک از اهدافش گردید.

رییس کل بانک مرکزی در مصاحبه‏هایش همواره بر تعیین قیمت کالاها در بازار تأکید داشت، حرفی که در عمل اجرایی نشد و علت آن احتمالاً فشارهای سیاسی بوده است، در حال حاضر نیز اگرچه افزایش پرشتاب نرخ ارز نگرانی عمومی به همراه داشت و با دستور رییس دولت و تزریق ارز به بازار از التهاب آن کاسته شد ولی باید دانست افزایش قیمت کالاهای جانشین پول و ذخیره ارزش با افزایش قیمت کالاهای مصرفی و از این نوع متفاوت است و صرف افزایش عرضه، قیمت آنها کاهش نخواهد یافت، گرچه در کوتاهمدت با کاهش قیمت مواجه خواهیم شد ولی در بلند مدت، میزان خوش‏بینی آحاد اقتصادی است که تعیین کننده قیمت این دست کالاها خواهد بود.

درواقع با بررسی سیر تحولات و واکنش‎های سیاستی بانک مرکزی بویژه طی چند سال، متوجه عدم وجود برنامه بلند مدت و تأثیرپذیری از برنامه‏های دولت خواهیم شد، عدم مدیریت منابع و نقدینگی کلان کشور، دست و پنجه نرم کردن با آثار تحریمهای اقتصادی، فشار سیاسیون از جمله معضلات بخش پولی کشور بوده است، این نهاد پولی سیاست‏های انبساطی برخلاف میل خود را طی چند سال اجراء نمود و پس از فشارهای سایر منابع قدرت در کشور به دولت در قالب بسته‏های سیاستی سالیانه سعی در اجراء سیاست‏های انقباضی و بهتر است بگوییم محافظه کاری نمود و حدالامکان سعی در راضی نگه‏داشتن هم دولت و هم منتقدان نمود که خوب همواره نمی‏توان همگان را راضی کرد.

بانک مرکزی در موضوع ارز و سکه از یکسو می بایست به تأمین مالی بودجه و هدفمند سازی یارانه‏ها بیندیشد و از سوی دیگر به آثار جانشینی پول، از یکسو انحصارگر فروش سکه و ارز در کشور محسوب می‏شود، از سوی دیگر مثل یک انحصارگر قدرت اعمال قیمت ندارد، از یکسو خزانه‏دار دولت و بواقع خزانه‏دار ملت است و از سوی دیگر منابع ملت را دستوری ارزان می‏فروشد. همه این تعارضات منجر به بلاتکلیفی مهمترین نهاد پولی کشور و بدنبال آن بلاتکلیفی نظام پولی و بانکی کشور است.

این تجارب آموزه‏ای جز اصلاح ساختار بانک مرکزی ندارد، استقلال بانک مرکزی جدای از محسناتی که در بخش پولی کشور خواهد داشت، احتمالاً منجر به انضباط مالی بخش دولتی نیز خواهد شد چراکه بانک مرکزی مستقل در برابر هر درخواست جبران کسری بودجه و از این دست، چنانچه بر خلاف تحلیل‏هایش باشد، مقاومت خواهد کرد و عادت بخش دولتی کشور مبنی بر استقراض از بانک مرکزی و امثال آنچه که طی یکسال اخیر در بازار ارز و سکه شاهدیم، ترک خواهد شد.

اصلاح بانک مرکزی و استقلال آن به معنی تعریف مجدد این نهاد و بررسی مجدد نقش این نهاد در بازار پولی و بانکی کشور است، شاید وقت آن رسیده که موضوع استقلال بانک مرکزی برای چندمین بار ولی بصورت جدی در دستور کار نمایندگان ملت قرار گیرد و بانک مرکزی مستقل برآمده از دل بخش خصوصی بعنوان مادر بانکها، آخرین قرض دهنده، خزانه‏دار دولت و حافظ ارزش پول ملی تجلی واقعی پیدا کند.      

مسعود بیرمی-کارشناس مسائل اقتصادی

منتشر شده در روزنامه مردم سالاری- نسخه 2814 مورخ 6/10/90

/ 1 نظر / 8 بازدید
وحید

بسیار عالی بود و لذت بردم به امید روزی که سیاستهای بانک مرکزی مستقل و کارشناسانه باشه ولی در مورد نوسانات اخیر سکه و ارز باید متذکر شد که وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی بیشتر باید به مصاحبه هایشان دقت کنند که رسانه ها یکی از عوامل مهم در تصمیم گیریهای اقتصادی مردم هستند مصاحیبه هایشان و وعده هایشان در رسانه ملی یکی از عوامل اصلی شکل گیری انتظارات در قیمت سکه و ارز بوده است و به نوسانات دامن زده است .