جنبش تولید ایرانی و تقویت روحیه وحدت ملی

جنبش تولید ایرانی و تقویت روحیه وحدت ملی:

طی روزهای گذشته و از ابتدای سال و هم‏جهت با شعار سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی به کرات شاهد تبلیغات کالاهای ایرانی بوده‏ و در همین جهت وکلای ملت نیز مصوباتی را به تصویب رساندند و برخی شرکت‏های دولتی من‏الجمله خودرو سازان حتی به دستاوردهایی هم رسیدند و در واقع شاهد تحرکاتی در این زمینه بودیم بویژه رسانه ملی تلاش خود را در این زمینه مضاعف نموده و برخی تولیدات و اخبار این رسانه در جهت فرهنگ‏سازی تولید داخلی در حال حرکت است که تمام این موارد هم جای تقدیر دارد و هم جای خوشبختی که بالاخره به موضوع تولید داخلی هم از نظر تئوری و هم عملی پرداخته می‏شود.

اما در تمام این تبلیغات، مصوبات و ... جای برخی مسائل خالیست، که در این نوشتار سعی می‏کنیم به این دو موضوع و نهایتاً پیشنهاد راه‏اندازی و تشکیل جنبش تولید ایرانی را مورد بحث قرار خواهیم داد.

در امر تبلیغات این مقوله باید به دو موضوع اشاره نمود:

1-     ایجاد عزم و تعصب ملی در صنعت‏گران داخلی: عمده مخاطب مصوبات و تبلیغات صورت گرفته در راستای حمایت از تولید ملی، مصرف کنندگان را مخاطب قرار میدهند از مصوباتی که دولت و شرکتهای دولتی را موظف به خرید کالاهای داخلی می‏نماید تا تکلیف شهرداری‏ها به عرضه کالاهای داخلی در فروشگاه‏ها و بازارهای تحت نظرش و همچنین تکالیف شهرداری‏ها و رسانه ملی درخصوص  تبلیغات کالاهای داخلی همگی رویکردی مصرفی دارند که دراین بین خود تولیدکنندگان، سرمایه‏داران و صنعت‏گران کمتر مورد خطاب قرار گرفته‏اند که این مورد خطاب قرار گرفتن نیز دو جنبه مصرف و تولید دارد.

جنبه مصرف: که بخشی از آن شامل موارد عام مصرف کنندگان می‏شود ولی بخش خاص آن از این نظر قابل طرح و تأکید است زمانیکه خود سرمایه‏داران و تولید کنندگان داخلی در زندگی شخصی و بنگاهی خود تمایلی نسبت به خرید کالاهای ایرانی نشان ندهند چطور می‏توان از جامعه ناظر آنها چنین توقعی داشت، زمانیکه اینان خود اعتماد کافی نسبت به کالاهای داخلی ساخت خودشان و سایر هم‏کیشانشان ندارند و همانطور که همگی کمابیش شاهدیم این قشر بیش از سایر اقشار، مشتری و مصرف‏کننده کالاهای خارجی بویژه کالاهای لوکس خارجی هستند، می‏توان از سایر اقشار توقع مصرف و حمایت از کالاهای داخلی را داشته باشیم. در اینجا باید برنامه‏های تبلیغی چه در رسانه ملی و چه توسط اتاق بازرگانی در راستای توجیه و تقویت تعصبات تولید ایجاد نمود و این مفهوم در کشورهایی همچون کره و ژاپن بسیار مورد تأکید بود و مدیران بنگاه‏های خصوصی همواره به عنوان الگوی مصرف جامعه، کالاهای داخلی را مصرف می‏کردند و به همین نسبت اشراف بیشتری هم نسبت به وضعیت تولید صنایع مختلف داخلی داشتند. (اعم از نقاط ضعف یا قوت)

جنبه تولید: که بطور ویژه‏ای مختص این قشر است که تاحدودی تابع مصرف نیز می‏باشد، بطوریکه زمانیکه این قشر کالای داخلی را مصرف کند بر نقاط ضعف و قوت آن آگاهی پیدا می‏کند و نسبت به رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت اقدام می‏گردد، همچنین فعالیت بیشتر در بازار داخلی ناشی از مصرف، به شناسایی نیازهای داخلی نیز کمک می‏کند، با یک مثال افراطی موضوع را بیشتر تشریح می‏کنیم، کسیکه هیچ کالای ایرانی مصرف نمی‏کند، اصلاً نمی‏داند چه کالاهایی در داخل تولید می‏شود و چه کالاهایی تولید نمی‏شود، در نتیجه نیاز تولیدی را شناسایی نمی‏تواند بکند که حالا بررسی کند امکان تولید آن وجود دارد یا خیر؟ دومین اثر تولید مصرف داخلی ناشی از آمیختگی بیشتر صنعت‏گران و مصرف‏کنندگان است، البته تمام این تعصبات آگاهانه بوده و موضوع رقابت را نباید فراموش کرد و دغدغه کیفیت، دغدغه کوچکی نیست که البته صنعت‏گر فهیم با مصرف کالای داخلی، خود همواره بدنبال افزایش کیفیت هست، موضوع دغدغه کیفیت، تجربه نسل دهه هشتاد و نود میلادی کشورهای شرق آسیا بوده بطوریکه عمده مدیران تولید این کشور اذعان می‏دارند که در آن زمان از شهرت بی‏کیفیتی کالاهای کشورشان رنج می‏بردند و تمام تلاش خود را در جهت رفع این رنج بکار برده‏اند. در واقع این دو جنبه را بدون دیگری نمی‏توان در نظر داشت و این جنبه‏ها لازم و ملزوم همدیگرند.

2-     جنبش تولید ایرانی : حال با حمایت‏های دولتی و آمادگی ذهنی اقشار مختلف مردم برای کالاهای ایرانی فراهم شده و این‏طور که شواهد و قرائن نشان می‏دهد که این اراده در سطوح مختلف نظام جهت حمایت منطقی از تولید و سرمایه‏های ایرانی وجود دارد لازم با کمک سازمان‏ها و موسسات غیرانتفاعی مردمی این امر بعنوان جنبش تولید ملی و ایرانی پیگیری و سامان‏دهی شود که شرط اساسی آن غیردولتی بودن آن است که در سایر کشورها نیز عملاً سازمان‏های غیردولتی مردمی با انجام سنخرانی‏ها پرشور و توزیع بروشور و نصب پلاکاردهای تحریک کننده احساسات ملی نسبت به تحریک اذعان عمومی می‏پردازد و سیاست‏مداران نیز در قبال انتقاد سایر شرکای تجاری‏شان بر غیردولتی بودن این اقدامات تأکید می‏کنند در حالیکه بر هیچ کسی پوشیده نیست که این اقدامات با حمایت دولتها همراه است و هزینه‏های بالای این شیوه‏ها که از سطوح پایین تا سطوح عالی جامعه را به شیوه و استراتژی‏های مختلف دربرمی‏گیرد را دولت و سایر موسسات خصوصی از قبیل اتاق بازرگانی، شهرداری و انجمن تولیدکنندگان، اصناف و ... می‏پردازند.

این سازمان‏ها اهداف جنبش را با استراتژی معین و همراه با استراتژی بازرگانی خارجی دولت دنبال نموده و مبلغان و سردمداران آن را کسانی تشکیل می‏دهند که تعصبات قوی و در مواقعی حتی افراطی نسبت به مرزهای کشورشان و ملیت دارند که البته این افراط‏ها را باید مقامات کشوری بصورت مخفی و با ارائه تعیین خط مشی‏های مشخص بصورت ضمنی کنترل نمایند که از جمله منافع این‏گونه از سازمان‏ها جدای منافع اقتصاد ملی، منافع اجتماعی از قبیل تقویت هویت ملی آنهم در سرزمینی چون ایران با وجود تنوع نژادی و قومیتی و حتی دینی و مذهبی است چراکه وجه مشترک تمام ایرانیان ، همین مسأله ملیت و ایرانی بودن است که این موضوع به حفظ و وحدت و افزایش قوای ملی کمک شایانی می‏نماید و از این قبیل سازمان‎‏ها در عرصه بین‏الملل و در راستای اهداف اقتصادی – سیاسی نیز می‏توان استفاده نمود.

در برخی کشورها تبلیغات این سازمان‏ها حتی با مقداری خشونت نسبی هم همراه می‏گردد بطور مثال برخی از این سازمان‏ها در امریکا با حمایت مالی تولیدکنندگان امریکایی، حجمی از وسایل چینی را خریداری کرده و پس از سخنرانی‏های آتشین و تحریک‏کننده و دادن شعارهای نظیر اینکه " امریکایی گرانتر میخرد ولی بیکاری را دور می‏کند" یا " امریکایی کمتر می‏خرد ولی امریکایی می‏خرد" و " امریکایی بیشتر خرج می‏کند ولی فرزندش صاحب شغل می‏شود" نسبت به تحریک افراد اقدام می‏کنند و نهایتاً نسبت به آتش زدن این کالاها اقدام میکنند که عملاً سخنران و اطرافیانش کافی است کبریت بزنند تا مردم بصورت خودجوش ادامه داستان را ادامه دهند . برخی گروه‏های افراطی پا را از این فراتر گذاشته و حتی ممکن است به فروشگاه‏های عرضه این محصولات نیز حمله کنند و یا با تجمع در مقابل این فروشگاه‏ها نسبت به دادن شعار و حتی ناسزا اقدام کنند و نوعی شرمندگی اجتماعی برای وارد و توزیع‏کنندگان این محصولات ایجاد کنند، البته منظور بنده از راه‏اندازی چنین جنبشی در ایران به هیچ وجه شکل افراطی و غیرمعقول آن نیست بلکه شکل منطقی و مفید آن بوده که با تحریک احساسات ملی، از یکسو انگیزه حمایت و خرید کالاهای داخلی را برای مصرف‏کننده ایجاد کرده و از سوی دیگر با انتقاد منطقی از موانع تولید داخلی و کم تحرکی مدیران تولید داخلی، نهایتاً به پیشرفت اقتصادی کشور کمک می‏کند.   

مسعود بیرمی- کارشناس مسائل اقتصادی

منتشر شده در روزنامه مردم سالاری- نسخه شماره 2900 مورخ 1391/02/09

/ 0 نظر / 9 بازدید