آزمونهای سیاسی-اقتصادی و پیامهای دموکراسی

 آزمونهای سیاسی-اقتصادی و پیامهای دموکراسی

 

حدود یک ماهی است که معترضانی که حالا نه تنها رسانه‏های جهان را بلکه اذعان عمومی جهان را بخود معطوف داشته است و هر روز شکل سازمان دهی شده بهتری را پیدا میکند در جریان است، معترضان به گفته خودشات در سایت " وال استریت را تسخیر کن" یا همان "اشغال وال استریت" این جنبش را در ادامه جنبش بهار عربی دانسته و در راستای بازگرداندن دموکراسی به نظام سیاسی امریکا می‏دانند و این جنبش بسیار مورد توجه مردم سایر کشورها قرار گرفته است. در بررسی تحولات اخیر ذکر چند نکته ضروری است:

 

1-    نحوه تقابل و درجه دموکراسی: فرایند با سخت‏گیری و تحقیر آغاز شد به شکلی که برخی از مسئولان بلند پایه امریکایی با توهین به معترضین آنها را خواهان پول مفت دانسته و موضعی که بیشتر موضع برخی دیکتاتوران منطقه را تداعی میکرد گرفتند موضعی خیلی زود واکنش عموم را در پی داشت حامیان حقوق بشر و آزادی بیان و اندیشه را نیز خیلی سریع به دامنه معترضین اضافه نمود، همچنین برخوردهای پلیس حامیان ضد جنگ را با شعار جلوگیری از مخارج هنگفت جنگهای اخیر به میدان کشاند و دامنه حامیان  معترضین هر روز رو به افزایش است (شخصیتهای سیاسی، دانشجویان، رهبران دینی و...) این عوامل همه دست به دست هم داد تا اوباما پس از سکوت سه هفته‏ای لب به سخن گشود و به نوعی از اعتراضات اخیر در جهت فشار به جمهوریخواهان و کنگره در راستای تصویب لایحه 447 میلیارد دلاری اشتغال با عنوان " قانون اشتغال امریکا" استفاده کند، موضوعی که در کند کردن سرعت گسترش اعتراضات اثر چندانی نداشت، از حیث نحوه برخورد با اعتراضات مسالمت‏آمیز جنبش وال استریت که در ابتدا شاید گمان خشونت هم بر آن میرفت این یک آزمون دموکراسی برای نظام سیاسی امریکا و در حال حاضر باید گفت نظام سیاسی غرب دانست، چراکه اقدام به خشونت و اعمال سیاستهای اقتدارگرایانه بیشتر بر همگان فقدان دموکراسی را نمایان کرده و بر معترضین می‏افزاید، این قبیل جنبشها را درواقع معیاری جهت اندازه‏گیری بازبودن فضای سیاسی و میزان پایبندی سیاستمداران به اصول دموکراتیک باید دانست که باید دید ابعاد واقعی دموکراسی در این کشورها پس از گذشت سالیان چه میزان است؟

 

2-    ظهور قدرتهای سیاسی جدید: سالیان متمادی است که احزاب دموکرات و جمهوریخواه، احزاب پیشرو و بازیگردانان اصلی صحنه سیاست امریکا هستند ولی تمایل معترضین به گروههای سوسیال دموکرات و از این قبیل حاکی از قدرت گرفتن این احزاب می‏باشد گرچه معترضین خود را مستقل از هر سازمان یا حزبی دانسته‏اند ولی حمایت گروه‏ها و احزاب مختلف در گرایش معترضین به این سازمانها و احزاب بی‏تأثیر نیست که این موضوع در انتخابات آتی این کشورها بویژه ایتالیا، فرانسه و امریکا حایز اهمیت است.

 

3-    سقوط یا تعدیل نظام سرمایه‏داری:اگرچه نظام سرمایه داری طی قرنها نشان داده است که از انعطاف خوبی برخوردار بوده است و هرجاکه لازم بوده خود را مورد بازنگری قرار داده ولی دامنه و برد اعتراضات تعیین کننده موفقیت معترضین در به عقب نشاندن سرمایه‏داران است از لحاظ دامنه باید گفت که جنبش موفق بوده و توانسته که طیف متنوعی از افراد بویژه به لطف استراتژیک مقامات امریکایی بدست آورد اما نهایتاً این برد اعتراضات است که مهم بوده و میزان نفوذ آنرا نشان میدهد، هرچند با پیوستن هرچه بیشتر اتحادیه‏های مختلف کارگری به این جنبش، جنبش از مزیت نسبی قدرت بیشتری برخوردار است اما نهایتاً میزان پایبندی اتحادیه‏ها به اهداف جنبش بر نتایج نهایی تأثیرگذار است، چراکه با ورود اتحادیه‏ها و احزاب، جنبش از شکل بی‏برنامگی و عدم سازماندهی خارج و همانطور که مشهود است سازمان یافته‏تر عمل می‏نماید و به همین نسبت به استراتژی اتحادیه‏ها وابسته‏تر خواهد شد، مگر اینکه هسته اولیه جنبش استقلال رأی خود را حفظ نموده و محافظه‏کاری و به اخذ امتیازهای سطحی قانع نگردد، آن زمان نظام سرمایه‏داری باید چاره جدیدتری اندیشیده و اصلاحات عمیق‏تری را در راستای بقای خود انجام دهد.

 

4-    فقر و بیکاری: فقر و بیکاری موضوعاتی هستند نه تنها نظام اقتصای-سیاسی را در عرصه ملی بلکه در صورت عدم مهار در بعد بین المللی نیز منافع تمامی ملل و سرمایه‏داران را تهدید می‏کند. موضوعی که بویژه از سوی اقتصاددانان توسعه به دولتمردان و مالکان سرمایه تذکر داده شده است که حتی درجهت نفع نهایی و حفظ نظم جهانی باید در جهت رفع فقر و بیکاری چاره‏ای اندیشید و از برخی منافع فعلی جهت جلوگیری از زیان آتی صرف نظر کرد. اجازه بدهید کمی موضوع را بدبینانه و حدی نگاه کنیم؛ در همین اعتراضات فعلی امریکا با فرض رقم بیکاری حدود 20میلیون نفر می‏بینیم که این عده یک ارتش عظیم جهت نابودی یک کشور محسوب شده و هزینه ناشی از هرج و مرج و هر اتفاق ناخوشایند دیگری به همه مردم و نه فقط بیکاران برمیگردد و هرکه بامش بیش برفش بیش و اینجاست که سرمایه‏داران باید بیشتر از بقیه نگران ناآرامی‏ها باشند. نظام اقتصادی سرمایه از همین حیث مورد آزمون است. جانشینی سودآوری به معنای عام (یعنی شامل هزینه جهت بروز زیان آتی) بجای سودآوری دلاری از مباحث ظریف این موضوع است.

 

5-    تهدیدات جنبش: آنچه که این جنبش را نیز مانند سایر جنبشهایی از این قبیل را تهدید میکند، مصادره آن به نفع حزب یا گروه خاص است، مسأله‏ای که آنرا در جنبشهای اخیر منطقه شاهدیم، تهدید دیگر همانطور که پیشتر گفتیم وابستگی بالا به حمایت اتحادیه‏ها و محافظه کاران ونه مصلحت اندیشان است، مسأله توافقات محافظه‏کارانه بویژه اتحادیه‏ها بارها مشاهده شده است.

خواسته‏های مردم: اگرچه شعارهای اقتصادی معترضین بیشتر یک اعتراض اقتصادی را نمایش می‏دهد ولی آنچه که در پس این شعارهاست بطور خلاصه شامل بازگشت انحراف بوجود و عدول از اصول دموکراسی از سوی دولتمردان و سایسون این این کشورهاست و جانشینی سرمایه‏ها بجای سرمایه عظیم دموکراسی است، این مردم از طیفهای گوناگون خواهان پایان یافتن جنگ و جلوگیری از اتلاف منابع ملی و جهانی در این جنگها هستند، خواهان پایان یافتن سیاستهای مداخله جویانه در کشورها و رفع هرگونه تبعیض در کشورشان هستند، اینان میگویند دیگر کلاه عراق و افغانستان سرمان نمی‏رود و هزینه‏های جنگ را ما نمی‏پردازیم راههای سالمتر و صحیح‏تری را انتخاب کنید و بجای سرگمی در حوزه خارج به حوزه داخلی کشورتان اهمیت دهید، اینان خواهان انتخابهای درستند، انتخابهایی سرشار از امید، انرژی، کار، رفاه اجتماعی، زندگی، اقتصاد باثبات، صلح و آرامش.   

مسعودبیرمی

چاپ شده در روزنامه مردم سالاری-نسخه 2770 مورخ 10/8/90    

/ 0 نظر / 10 بازدید