مسعود بیرمی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مسعود بیرمی
آرشیو وبلاگ
      شمیم اقتصاد (همواره از توجه ضعیف و نگاه ناآگاهانه به علم اقتصاد و سیاستهای اقتصادی رنجیده ام لذا در این گذرگاه اراده بر این است تا دانش اندک خود را از مسائل اقتصادی پیرامون به اشتراک گذاشته تا علاقه مندان استفاده و دلسوزان به دانشمان اضافه نمایند.)
آمایش سرزمین و انتقال هدفمند جمعیت از پایتخت به شهرستان نویسنده: مسعود بیرمی - ۱۳٩٠/٩/٢

آمایش سرزمین و انتقال هدفمند جمعیت از پایتخت به شهرستان

مدتی است موضوعی با عنوان انتقال جمعیت از تهران به شهرستان‏ها بر سر زبان‏هاست به‏طوری‏که به کرات در اخبار دیده‏ایم یا شنیده‏ایم که: مقدمات انتقال کارمندان از پایتخت به شهرستانها فراهم است، چهل هزار نفر جهت خروج از تهران ثبت نام کرده‏اند، تسهیلات در نظر گرفته شده برای کارمندانی که قصد هجرت دارند، ... و بحث‏های متنوع کارشناسی را در رسانه ملی و جراید شاهد بوده‏ایم اما بحثی که کمتر از آن یاد شده و می‏توان گفت بدان پرداخته نشده است بحث آمایش سرزمین است.

 اگرچه تعاریف مختلفی از آمایش سرزمین در ادبیات برنامه‏ریزی کلان شده ولی هدف کلی آمایش سرزمین عبارت است از سازماندهی فضا به‌منظور بهره‌وری مطلوب از سرزمین در چارچوب منافع ملی. آمایش سرزمین زیربنای سازماندهی توسعة منطقه‌ای است و به بیانی دیگر ابزار اصلی برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای و ملی است. هدف آمایش سرزمین توزیع بهینة جمعیت و فعالیت در سرزمین است، به‌گونه‌ای که هر منطقه متناسب با قابلیت‌ها، نیازها و موقعیت خود از طیف مناسبی از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد و جمعیتی متناسب با توان و ظرفیت اقتصادی خود بپذیرد.

در همین راستا بر اساس برنامه چهارم توسعه، بند ١٩ - آمایش سرزمین مبنی بر اصول ذیل است :

-        ملاحظات امنیتی و دفاعی

-        کاارآیی و بازدهی اقتصادی

-        وحدت و یکپارچگی سرزمین

-        گسترش عدالت اجتماعی و تعادلهای منطقه ای

-        حفاظت محیط زیست و احیاء منابع طبیعی

-        حفظ هویت اسلامی ایران و حراست از میراث فرهنگی

-        تسهیل و تنظیم روابط درونی و بیرونی اقتصاد کشور

-        رفع محرومیت ها خصوصا در مناطق روستایی کشور

و براساس ماده-163 لایحه برنامه پنجم توسعه کشور به منظور ارتقاء نظام برنامه ریزی کشور با لحاظ نمودن دو اصل آمایش سرزمین و پایداری محیطی در کلیه فعالیت های توسعه ای و سرمایه گذاری ها ملی و استانی، ایجاد هماهنگی بخشی، منطقه ای وبخشی – منطقه ای به منظور رعایت عدالت در توزیع منابع و فرصت ها، توسعه متوازن مناطق، ارتقاء توانمندی های مدیریتی استانها و انتقال اختیارات اجرایی به استانها و تمرکز امور حاکمیتی در مرکز، ساز و کارها و شاخص های لازم به تصویب هیات وزیران می رسد.

در برنامه آمایش سرزمین با سه فرایند از رابطه انسان، فضا و فعالیت مواجهیم که منظور از فضا دربرگیرنده و حاصل روابط متقابل اقتصادی‌ـ‌اجتماعی بخشی از جامعه در محیط مشخصی از سرزمین است. هرچند که  در فرایند توسعه هیچ بخشی جدای از سایر بخش‏ها نبوده و توسعه هر بخشی گرو توسعه سایر بخش‏هاست ولی در این فرایند بر توسعه انسانی تأکید بسیار شده است چرا که‌ انسان‌ است‌ که‌ محور چنین‌ توسعه‌ای‌ است و تمامی ‌فرایندهای‌ پیشین‌ انسانی‌ را می‌بایست‌ دگرگون‌ ساخته‌ و توسعه‌ بخشد. نخست‌ رابطه‌ انسان‌ با طبیعت‌ که‌ به ‌مرتفع‌ ساختن‌ نیازهای‌ زیستی‌ با حفظ زیست‌ بوم‌، محیط زیست‌ و میراث‌های‌ طبیعی‌ به‌ جا مانده‌ برای‌ ما منتهی ‌شود. دوم‌ رابطه‌ انسان‌ با انسان‌ که‌ مشخصاً به‌ فرهنگ‌ و مسایل‌ اجتماعی‌ و نهادها و سازمان های‌ اجتماعی‌ از یک‌ طرف‌ و نیازهای‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و حقوق‌ اجتماعی (حقوق‌ خصوصی‌ و عمومی‌) مربوط می‌شود. و خلاصه‌ رابطه‌ انسان‌ با خود، که‌ به‌ توانایی‌های‌ خلاقه‌ انسانی‌، آزادی‌ و ارزش ها و هنجارهای‌ معنوی‌ از یک‌ سوی ‌و نیازها و حقوق‌ فردی‌ انسانی‌ از دیگر سوی‌ مربوط شده‌ که‌ در نهایت‌ به‌ خودآگاهی‌ منتهی‌ می‌گردد.

در حال حاضر‌ با گذشت‌ بیش از سی سال از انقلاب اسلامی که بنابر توصیه‏های اکید حضرت امام و مقام معظم رهبری بر عدالت اجتماعی و برطرف شدن آثار تبعیض بجامانده از سیستم‏های استبدادی و پس از اجرای چهار‌ برنامه‌ توسعه‌ که‌ نگاهی‌ بخشی‌ به‌ توسعه‌ داشته‌اند، نیاز به‌ برنامه‌ریزی ‌فضایی‌ و منطقه‌ای‌ ضروری‌ به‏نظر می‌رسد. تجربه سایر کشورهای‌ جهان (همچنین کشور خودمان) که با استدلال به برخی از تئوری‏های توسعه از قبیل قطب‏های توسعه و تئوری‏های رشد متوازن و نامتوازن و... این نیاز که با برنامه‌ریزی‌ فضایی‌ و منطقه‌ای تعادل‌ و توازن‌ را در‌ توسعه‌ مناطق‌ مختلف که بر معیارها و قابلیت‏ها و محدودیت‏های‌ منطقه‌ای‌ تأکید دارند ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد. از آنجائی‏که‌ معیارهای‌ تصمیم‏گیری‌ در کشورمان طی سه برنامه اول توسعه و سیاست‏های فرهنگی سال 1378‌ با الگوی‌ مرکز ـ پیرامونی‌ صورت‌ گرفته‌ است‌، بیشترین‌ امکانات‌ فرهنگی‌ در شهرهای‌ بزرگ‌ و به‌خصوص‌ تهران‌ متمرکز شده‌ است‌، در مقابل‌ در مناطق‌ جنوبی‌ و جنوب‌ غربی‌ با قطب‌ محروم‌ فرهنگی‌ کشور مواجه‌ هستیم. این‌ درحالی‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از استان های ‌این‌ منطقه‌ از پیشینه‌ و قابلیت‏های‌ فرهنگی‌ بالایی‌ برخوردارند. همچنین استان‏های غربی و استان‏های شرقی و جنوب شرقی نیز در وضعیت نامناسب امکاناتی بسر می‏برند اگرچه اقداماتی خوبی را در سال‏های اخیر شاهد بوده‏ایم ولی این اقدامات هم با الگوی مرکز محوری همراه بوده و اقدامات صورت گرفته بیشتر در مراکز استان‏ها متمرکز بوده و از توزیع مناسبی برخوردار نبوده است و حتی این مسأله را در استان‏های مرکزی کشور نیز شاهدیم بطوری‏که بعنوان مثال استان مرکزی که از درجه 23 شاخص کمی توسعه یافتگی یونسکو برخوردار است (نیمه برخوردار از امکانات) توزیع امکانات در شهرهای اراک و ساوه متمرکز بوده و سایر شهرهای این استان در وضعیت مناسبی قرار ندارند. در یک جمع‏بندی به جرأت می‏توان ادعا نمود که محوریت توسعه در ایران طی چهار برنامه بعد از انقلاب و برنامه‏های قبل از انقلاب با محوریت قطب‏های توسعه بوده و به توزیع و تخصیص بهینه منابع و امکانات کمتر توجه شده است حال باتوجه به آموزه‏های دینی ما مسلمانان و فرهنگ اصیل ایرانی و محق بودن همه ایرانیان بر بیت‏المال توجه به توزیع عادلانه منابع و امکانات که شعار اصلی دولت نهم و دهم هم بوده و انگیزه طرح‏ها و پروژه‏های بزرگ ملی مثل سهمیه‏بندی بنزین و هدفمند کردن یارانه‏هاست شایان توجه است که با بهره‏گیری از برنامه‏ریزی‌ آمایش‌ سرزمین‌ و برنامه‌ریزی‌ منطقه‌ای‌ که‌ از یک‌سو‌ به‌ توازن‌ توسعه‌ اجتماعی‌ ـ فرهنگی‌ مناطق‌ مختلف‌ کمک‌ کرده‌ و از دیگر سوی‌ با نگاهی‌ به‌ کشورهای‌ همسایه‌، توانایی‌ گسترش‌ و اشاعه‌ فرهنگ‌ این‌ مرز و بوم‌ را به‌ کشورهای‌ منطقه‌ فراهم‌ آورد، زمینه رشد و توسعه همه جانبه ایران اسلامی را فراهم آوریم.

بحث پیرامون ابعاد مختلف برنامه‏ریزی آمایش سرزمین و برنامه‏ریزی منطقه‏ای بسیار است ولی در این مجال و با توضیحاتی که درباره آمایش سرزمین آمد و همچنین مبحث انتقال کارمندان دولت از تهران به سایر استان‏های کشور سوالات متعددی مطرح می‏گردد: آیا بحث انتقال نیرو از تهران به شهرستان‏ها بحثی کارشناسی شده در ماهیت و طریقه اجراست؟ و آیا این طرحی سلیقه‏ایست که مشخص نیست دولت‏های آینده در پیگیری آن چه وظایفی خواهند داشت؟ اگرچه دولتمردان در توجیه و چرایی این مسأله بحث‏های زیادی داشته‏اند که عموماً نیز درست و بجا بنظر می‏رسد ولی همانطور پیشتر بدان اشاره شد آیا این انتقال براساس نیاز استان‏ها به تخصص‏های خاص و مورد نیاز آن مناطق طراحی شده؟ و آیا این طرح میان انتقال نیروی متخصص و کم‏تخصص تفاوتی قائل است؟ و همان‏طور که در اخبار خوانده‏ایم عمده داوطلبین برای سه استان شمالی کشور ثبت نام نموده‏اند و آیا این با اهداف طرح سازگاری دارد؟ باتوجه به این‏که در سازمان مدیریت و برنامه‏ریزی کشور، مرکزی با عنوان مرکز مطالعات آمایش سرزمین وجود دارد و نیازهای تخصصی مناطق مختلف کشور برآورد شده همچنین با عنایت به سفرهای استانی دولت که عملاً مسئولین مناطق مختلف نیز در امر برنامه‏ریزی بطور مستقیم مشارکت داشته‏اند آیا بهتر نیست اولویت‏های تخصصی مناطق مختلف بررسی و سپس بر اساس آن توزیع مناسب جمعیت را داشته باشیم؟ آیا بهتر نیست اعطای تسهیلات خاص را برای تخصص‏های مورد نیاز استان‏ها و نیروی‏کار متخصص در نظر بگیریم. اگرچه این سوال همچنان در ذهن می‏ماند با خروج متخصصین از تهران و سایر کلان شهرهای پیش‏بینی شده، که این مراکز خود دچار مشکل نشوند؟ و در نهایت اینکه برنامه‏ریزی صورت گرفته پشت این طرح آیا برای سوالات فوق پاسخی درخور دارد یا اینکه مسأله صرفاً خروج جمعیت از تهران و انتقال به شهرستان‏هاست تحت هر شرایطی و بهر قیمتی است؟

در آخر چند توصیه به عزیزان برنامه‏ریز در این طرح بزرگ و در عین حال پیچیده و با ابعاد گوناگون می‏توان داشت: اول اینکه برنامه‏ریزی مورد نظر را براساس برنامه‏ریزی منطقه‏ای و همسوی با آن پی‏ریزی نمایند که در این حالت حرکت توسعه‏ مناطق از شتاب مناسبی برخوردار خواهد شد. دوم اینکه از تسهیلات یکنواخت جهت انگیزه خروج از تهران استفاده نگردد و با در نظرداشتن مسائل مختلف و حاکم بر هر منطقه تسهیلات ویژه و بسته تشویقی خاصی را تعریف نمایند بطوری‏که اختلاف معنی‏داری بین بسته‏های تشویقی مختلف در مناطق مختلف وجود داشته باشد بعنوان مثال جهت انتقال به استان‏های با درجه توسعه یافتگی سطح یک (دارای امکانات) صرفاً ضریب افزایش حقوق اعمال گردد و جهت انتقال به به استان‏های با درجه توسعه یافتگی سطح دو(نیمه برخوردار از امکانات) علاوه بر ضریب افزایش حقوق از حمایت‏های مالی پشتیبان جهت خرید یا ساخت مسکن پس از اقامت بمدت 5 سال استفاده گردد و جهت انتقال به استان‏های با درجه توسعه یافتگی سطح سه(محروم از امکانات) علاوه بر افزایش ضریب حقوق از تسهیلات مسکن و خودرو همزمان با جابجایی استفاده گردد که این خود یک طرح عمومی است که در این بین می‏توان تسهیلاتی اضافه و با درجه تشویقی مناسب برای نیروی کار متخصص، نیمه متخصص و فاقد تخصص در نظر گرفت و انگیزه لازم را جهت خروج نیروی‏کار متخصص را نیز فراهم نمود و این مسأله بایستی هماهنگ با نیازهای تخصصی هرمنطقه متفاوت باشد، همچنین می‏توان در هر استان با هر درجه توسعه یافتگی، بسته‏های تشویقی مختلفی را برای مراکز استان‏ها و سایر شهرستان‏ها تعریف نمود. درنهایت از مسئولین امر انتظار می‏رود اولاً این طرح را بگونه‏ای تنظیم کنند که ضمانت اجرایی آن در دولت‏های بعد وجود داشته باشد. ثانیاً این طرح در راستای سند چشم‏انداز و برنامه توسعه پنج ساله پنجم باشد. اگرچه در برنامه‏های اعلامی دولت هم بسته‏های تشویقی مختلف پیش‏بینی شده ولی در اینجا تأکید بر معنی‏دار بودن اختلاف سطح این بسته‏های سیاستی است و دیگر انطباق این طرح با برنامه‏ریزی منطقه‏ای است. ثالثاً این طرح بر اساس برنامه ریزی آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه‏ای استان‏های مختلف باشد. رابعاً با طرح ریزترین جزئیات این طرح چه در امر برنامه‏ریزی و چه در امر اجراء سطح آگاهی و اشراف عموم را نسبت به این طرح افزایش داده و صرفاً بر نقاط قوت و مزایای این طرح تأکید نگردد چراکه در امر تصمیم‏گیری برای خروج که بعهده خانواده‏هاست افزایش آگاهی‏ها و اطلاعات سهم بسزایی دارد. خامساً از آنجائی‏که زیر ساخت برخی از تخصص‏ها در برخی از نقاط کشور فراهم نبوده این طرح می‏بایست از زمان‎‏بندی چند مرحله‏ای (کوتاه‏مدت، میان‏مدت و بلندمدت) برخوردار باشد، بعنوان مثال در برنامه کوتاه‏مدت برای مشاغل و تخصص‏های مورد نیازی که زیر ساخت آن در مناطق هدف در حال حاضر فراهم شده ولی از تمام ظرفیت آن بدلیل عدم نیروی متخصص مورد نیاز استفاده بهینه نمی‏شود در اولویت‏های اول قرار بگیرد و جهت ثبت‏نام اعلام گردند و برای ثبت نام تاریخ انقضاء در نظر گرفته شود و همچنین با توجه مصوبات هیأت دولت و طرح‏های در حال اجراء، اقدام به نیازسنجی تخصص‏های میان‏مدت گردد و باتوجه به سند چشم‏انداز و برنامه‏های بلندمدت هر منطقه به نیازسنجی مشاغل و تخصص‏های بلندمدت طی برنامه گردد همچنین در این بین می‏بایست به جمعیت دانشجوی هر منطقه و رشته‏ها و تخصص‏های هر منطقه نگاه ویژه‏ای داشت.

مسعودبیرمی

چاپ شده در روزنامه مردم سالاری- مورخ 18/5/89

  نظرات ()
مطالب اخیر نوسانات بازار ارز و تکرار تجارب گذشته نظارت یا دخالت در بازار (نقدی بر نحوه مواجهه با نوسانات نرخ در بازار ارز) لزوم مشارکت و نظارت مستمر مردم بر حاکمیت کنترل نرخ ارز با ابزارهای نوین ،فرصتی که از دست رفت عدم تشکیل مجمع عمومی بانک مرکزی و بلاتکلیفی شاخص بانکی لزوم بازنگری در ساختار سازمانی و مالی رسانه ملی‏ خرید سربازی، اعطای تخفیف به متخلفان و آموزه‏های علم اقتصاد آثار اقتصادی قطع رابطه سیاسی با عربستان ارسال مطالب قدیمی بررسی میزان تحقق وعده های پولی دولت
کلمات کلیدی وبلاگ بانک مرکزی (۱٠) نرخ ارز (٩) بازار ارز (۸) نوسانات بازار (٧) تحریم اقتصادی (٦) نوسانات نرخ ارز (٥) قیمت نفت (٤) صادرات (۳) پول ملی (۳) سرمایه ایرانی (۳) حمایت از کار (٢) مدیریت نقدینگی (٢) بازار مسکن (٢) بحران اقتصادی (٢) دخالت (۱) نظارت (۱) نفت و گاز (۱) دموکراسی (۱) آمایش سرزمین (۱) مشارکت اجتماعی (۱) سود بانکی (۱) حذف صفر (۱) تولید ملی (۱) جنبش های مردمی (۱) سفارت انگلستان (۱) تنگناهای بخش ارز (۱) جنبش تولید ملی (۱)
دوستان من اتاق بازرگانی ایران آمار مسکن بانک جهانی بانک مرکزی بورس تهران بورس نیویورک داده های سری زمانی اقتصادی رستاک روزنامه دنیای اقتصاد روزنامه مردم سالاری سازمان شفافیت بین المللی صندوق بین المللی پول کیتکو ماهنامه عصر کیمیاگری محسن خواجویی مرکز اطلاعات و مدارک علمی مرکز آمار ایران مرکز پژوهش های مجلس وال استریت ژورنال پرتال زیگور طراح قالب